خرید بک لینک


اولين چيزی که از شما تو بخش اورژانس ميپرسن اينه که از يک تا ده به دردت چه شمارهای ميدی...
اين سوال رو صدها بار از من پرسيدن...
و يادمه يه بار وقتی که نميیتونستم نفس بکشم و قفسه سينهام تو آتش میسوخت، با اينکه نمیتونستم حرف بزنم ۹ تا انگشتم رو بالا گرفتم و نُه رو نشون دادم...
بعداً وقتی بهتر شدم پرستار اومد و بهم گفت که من يه مبارز واقعی هستم.
ازم پرسيد: ميدونی از کجا ميدونم؟
چون دردی رو که ده بود، گفته بودم ۹!
اما حرفش خيلی هم حقيقت نداشت... بخاطر شجاعتم به اون درد نگفتم ۹... دليل اينکه گفتم ۹ اين بود که درد شماره دهم رو نگه دارم برای یه وقت دیگه...
و الان وقتش بود.
ده بزرگ و وحشتناک،
از دست دادن تو بود...
رفتن تو درد شماره ده من بود...
 

برچسب: نویسنده: سپیده مهدوی تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 6:59

صفحه بندی